تبلیغات
به وبلاگ مهدی جلیلی خوش آمدید - ولادت حضرت بقیة الله الاعظم صلوات الله علیه
به وبلاگ مهدی جلیلی خوش آمدید

در سال ۲۵۵هجری شب جمعه شب ولادت خاتم الاوصیاء منتقم آل محمد صلى الله علیه و آله،آخرین امام بر حق وولى مطلقِ خداوندحضرت بقیة اللَّه حجة بن الحسن عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف  واقع شده است(1)


                             تصاویر ویژه ولادت امام زمان عج - سال 1390

در این شب آب زمزم زیاد مى‏ شود به گونه ‏اى که همه مى‏ توانند رؤیت کنند(۲)، ولى اکنون روى آن پوشیده است. در این شب برات آزادى از آتش براى افراد زیادى نوشته مى‏ شود، و آن را «شب برات» و «شب مبارک» و «شب رحمت» گویند.

 از امام باقر و امام صادق‏ علیهما السلام روایت شده که فرمودند: وقتى شب نیمه شعبان شود، منادى از افق اعلى ندا مى‏کند: «اى زائرین قبر حسین بن على برگردید در حالى که گناهان شما آمرزیده شده و اجر شما با خداى شما و محمد باشد»(3). ولى کسى که استطاعت زیارت قبر امام حسین‏ علیه السلام را ندارد قبور مطهر ائمه دیگر را زیارت کند؛ و اگر این هم ممکن نیست با اشاره به طرف قبرشان سلام دهد.(4)

  پدربزرگوارشان مولانا وسیدنا ابومحمدالعسکری حسن بن علی بن محمدبن علی بن موسی بن جعفربن محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ومادربزرگوارشان جناب نرجس خاتون واسم شریف حضرتش بنابراتفاق اخبارواصحاب اسم جدشان خاتم الانبیاء «م ح م د»صلوات الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف است(5)

 ماجراى شب ولادت:


امام حسن عسکرى‏ علیه السلام در شب ولادت براى عمه بزرگوار خود جناب حکیمه خاتون‏ علیها السلام پیغام فرستاده فرمودند: «امشب نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آش
کار مى‏ سازد».

ولادت امام زمان‏ علیه السلام در شهر سامرا به هنگام طلوع فجر نیمه شعبان ۲۵۵ هجری بوده است. بر شانه راست آن حضرت نوشته شده بود: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً».(6)

پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود: «أشْهَدُ أنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّهِ وَ أنّ عَلیّاً أمیرَالْمؤمِنینَ وَلىُّ اللَّهِ» و ائمه معصومین‏ علیهم السلام را یکى بعد از دیگرى نام برد تا به وجود شریف خود رسید و براى فرج محبین خود دعا فرمود.

امام زمان‏ علیه السلام در آغوش پدر:

 آنگاه حسب الامر امام عسکرى‏ حکیمه خاتون او را نزد مادرش نرجس خاتون برد. حکیمه خاتون مى‏ فرماید: روز هفتم به خدمت امام حسن‏ علیه السلام رفتم. حضرت فرمود: «پسر مرا بیاورید». آن وجود سراپا جود را نزد آن امام بردیم. حضرت زبان در دهان وى گذاشتند و فرمودند: «پسرم، سخن بگو». دیدم آنچه در روز اول از او شنیده بودم از اقرار به وحدانیت و ثنا بر جد خود پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین‏ علیه السلام و سایر ائمه‏ علیهم السلام تا پدر بزرگوارش دوباره بیان کرد و این آیه را تلاوت فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم وَ نُریدُ أنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الأرْض وَ نَجْعَلَهُمْ أئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِى الارْضِ وَ نُرِىَ فِرْعَونَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَروُنَ».(7)

سپس پدر بزرگوارشان فرمودند: بخوان آنچه را که خدا بر پیامبران خود نازل فرمود. حضرت خواندنِ صحف آدم را به لغت سریانى آغاز نمود، و بعد کتاب ادریس و نوح و صالح و صحف ابراهیم و تورات موسى و انجیل عیسى و زبور داود و فرقان محمد صلى الله علیه و آله را قرائت نمود. بعد از آن بیان قصص انبیاء و مرسلین را شروع نمود.

 حکیمه خاتون مى‏ گوید: پس از چهل روز دیگر، دوباره خدمت فرزند برادرم امام عسکرى‏ رفتم و حضرت صاحب الزمان‏ علیه السلام را دیدم که راه مى‏ رود. امام عسکرى‏ فرمود: اى عمه، مولود عزیز نزد خدا این است. گفتم: اى سید و مولاى من، نشو و نماى او را در چهل روز زیادتر از دیگران مى ‏بینم. حضرت فرمودند: اى عمه، ما اوصیاء در یک روز نشو و نماى یک هفته دیگران را، و در یک جمعه نشو و نماى یک سال دیگران را مى‏ نماییم. من برخاستم و سر آن طفل را بوسیده به منزل مراجعه کردم.(8)

 القاب امام زمان‏ علیه السلام :

از القاب آن نور الهى «حجة اللَّه»، «حجة آل محمد»، «صاحب الزمان» یعنى فرمانرواى عصر خود، «مالک رقاب خلایق» یعنى امر امر او و نهى نهى او و حکم حکم او و فرمان فرمان اوست، «مهدى» که خلق به وسیله او هدایت مى ‏یابند و به وجود مقدس او از جاده ضلالت به شاهراه هدایت رسیده رستگار مى‏ شوند، «قائم» که حضرت صادق‏ علیه السلام فرمودند: «از این جهت که به حق قیام مى‏ نماید او را قائم گویند»؛ «منتظر» که براى او غیبت طولانى است، و مخلصین او انتظار خروجش را مى‏ کشند و شکاکین او را انکار مى‏ کنند.(9)

اوصاف امام زمان‏ علیه السلام :

اوصاف ظاهرى آن حضرت شباهتهاى زیادى به رسول گرامى اسلام‏ صلى الله علیه و آله دارد. خطى از موى سبز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارک او کشیده است. صورت مبارکش مانند ستاره‏اى درخشنده و نورانى است. امیرالمؤمنین‏ علیه السلام مى‏ فرماید: «او جوانى است خوش روى و خوش موى و نور صورت مبارکش بر سیاهى محاسن انور او غالب است».(10) امام باقر علیه السلام مى‏ فرماید: «رنگ مبارکش مایل به سرخى است مانند گل سرخ شکفته و چشمانش گشاده و میان ابروهایش مرتفع و ما بین شانه‏ هاى او باز است».(11) گشاده جبین است و بینى او بلند و نازک و شکم مبارکش برآمدگى دارد، و بیخ دندان هاى ثنایایش گشاده است».

 مادر امام زمان‏ علیه السلام :

 والده حضرت صاحب الامر علیه السلام حضرت نرجس خاتون است که نامها و القاب دیگر حضرت ملیکه، ریحانه، صیقل، سوسن است. در زیارت آن حضرت – که تمامى عبارات آن دلالت واضحى بر علو منزلت آن بانو دارد – توصیف به راضیه، مرضیه، صدیقه، تقیه، نقیه، زکیه،والدة الامام،المودعة اسرارالملک العلاّم،امّ موسی ،ابنة حواری عیسی شده است.(12)

بنابر نقلى جناب نرجس در سال ۲۶۱ هجری در سامراء از دنیا رحلت کرد و در جوار امامین حضرت هادى و امام عسکرى‏ علیهما السلام دفن شد.(13) بنا بر نقلى دیگر در سال ۲۶۰ هجری قبل از شهادت امام عسکرى‏ علیه السلام رحلت نمود، زیرا هنگامى که امام‏ علیه السلام از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتون‏ علیها السلام از آن حضرت خواستند که دعا بفرمایند قبل از ایشان از دنیا بروند.(14)

حضرت حکیمه خاتون دختر حضرت جواد الائمه‏ علیه السلام است که توفیق رؤیت و درک چهار امام معصوم‏ علیهم السلام را داشته است.(15) ایشان در سال ۲۷۴ هجری در سامراء رحلت فرمودند.(16)
ایشان محرم اسرار اهل بیت ‏علیهم السلام بوده و کسى است که در ولادت حضرت صاحب الزمان‏ علیه السلام حاضر بوده و چندین بار خدمت آن حضرت مشرف شده است. بعد از وفات امام حسن عسکرى‏ علیه السلام یکى از سفرا بوده که به واسطه او مردم به حوائج خود نایل مى‏ شدند.(17)

ایام پس از ولادت امام زمان‏ علیه السلام :

پس از گذشت یک شب از ولادت امام عصر علیه السلام، نسیمِ خادم خدمت آن حضرت رسید و عطسه کرد. امام‏ علیه السلام فرمود: «یَرْحَمکَ اللَّهُ». سپس فرمود: «عطسه تا سه روز امان از مرگ است».(18) این ماجرا در روز ۲۵ شعبان هم نقل شده است.(19)

 سه روز بعد از ولادت امام عصر علیه السلام، حضرت امام حسن عسکرى‏ علیه السلام فرزند خود را به اصحاب خاص نمایاند و امامت او را تصدیق فرمودند.(20)
 
 غیبت صغرى :

 در غیبت صغرى چهار تن از بزرگان شیعه به ترتیب وکیل و سفیر و نایب خاص امام زمان‏ علیه السلام بودند، که خدمت آن حضرت مى‏ رسیدند و وکالتشان مورد تأیید آن حضرت بود، و پاسخ هاى امام‏ علیه السلام در حاشیه نامه‏ ها توسط نواب به دست مردم مى‏ رسید.

 البته غیر از این چهار نفر وکلاى دیگرى هم از طرف امام‏ علیه السلام در بلاد مختلف بودند که به وسیله همین چهار بزرگوار امور مردم را به عرض امام زمان‏ علیه السلام مى‏ رساندند و از سوى امام‏ علیه السلام در امور آنها توقیع‏ هایى صادر شده بود.سفارت این چهار بزرگوار سفارت مطلق و تام بوده، ولى دیگران در موارد خاصى سفارت داشتند، مانند ابوالحسین محمد بن جعفر اسدى، احمد بن اسحاق اشعرى، ابراهیم بن محمد همدانى، احمد بن حمزة بن الیسع.(21)

نواب اربعه عبارتند از: ابوعمرو عثمان بن سعید عَمْرى ، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمرى، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى، ابوالحسن على بن محمد سمرى.

نائب اول عثمان بن سعید مورد اعتماد مردم و جلیل القدر و وکیل حضرت هادى و امام عسکرى‏ علیهما السلام نیز بود.(22) او به امر امام‏ علیه السلام متصدى کفن و دفن امام عسکرى‏ علیه السلام گردید.(23)

چون امام عسکرى‏ علیه السلام در محله عسکر سکونت داشتند و تماس با آن حضرت براى شیعیان مشکل بود. عثمان بن سعید چون روغن فروشی میکرد، اموال را در ظرفهاى روغن مى‏ ریخت و به خدمت امام‏ علیه السلام مى‏ برد.

احمد بن اسحاق قمى هنگامى که از امام هادى‏ علیه السلام پرسید: آقاى من، گاهى غایب و گاهى حاضرم. وقتى هم که حضور دارم همیشه نمى‏توانم خدمتتان برسم. سخن چه کسى را بپذیرم و فرمان چه شخصى را اطاعت کنم؟ حضرت فرمود: این ابوعَمرو عثمان بن سعید عَمْرى مورد اطمینان و امین است، آنچه به شما بگوید از من مى‏ گوید و آنچه به شما برساند از من مى‏ رساند.

احمد بن اسحاق مى‏ گوید: پس از رحلت امام هادى‏ علیه السلام نزد امام عسکرى‏ علیه السلام رفته همان گفته را تکرار کردم. آن حضرت مانند پدر بزرگوارشان فرمودند: ابوعَمرو امین و مورد اطمینان امام گذشته و مورداطمینان من درزندگى وپس ازمرگ من است.آنچه به شمابگویدوآنچه به شمابرساندازمن مى‏ رساند.

جناب عثمان بن سعید پس از امام عسکرى‏ علیه السلام به فرمان حضرت مهدى‏ علیه السلام به وکالت و نیابت ادامه داد،وشیعیان مسائل خودرانزداو مى‏ بردندو پاسخ امام‏ علیه السلام توسط او به مردم مى‏ رسید.

نائب دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بود و او نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و در تقوى و عدالت و بزرگوارى مورد اعتماد و احترام شیعیان بود. عثمان بن سعید پیش از وفات به فرمان امام عصر علیه السلام فرزند خود ابوجعفر محمد بن عثمان را به جانشینى خود و نیابت امام‏ علیه السلام معرفى کرد. این در حالى بود که امام عسکرى‏ علیه السلام نسبت به او و پدرش اظهار اعتماد و اطمینان فرموده بود و شیعه بر عدالت و تقوى و اطاعت او اتفاق داشتند.(24)

پس از درگذشت نائب اول جناب عثمان بن سعید، توقیعى از جانب امام زمان‏ علیه السلام در مورد وفات او و نیابت فرزندش محمد صادر شد که ترجمه قسمتى از آن چنین است: «انا للَّه و انا الیه راجعون، در برابر فرمان خدا تسلیم و به قضاى او راضى هستیم. پدرت سعادتمند زیست و پسندیده درگذشت. خداوند او را رحمت کند و به پیشوایان و سرورانش‏ علیهم السلام ملحق سازد. از کمال سعادت پدرت بود که خداوند فرزندى چون تو را به او عنایت کرد که پس از او جانشینش گردى، و در امورش قائم مقام او باشى و برایش طلب رحمت و آمرزش نمایى».(25)

از محمد بن عثمان پرسیدند: صاحب الامر علیه السلام را دیده ‏اى؟ گفت: آرى و آخرین ملاقاتم با او کنار بیت اللَّه الحرام بود که مى‏فرمود: «اللهُمَّ أنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى» و نیز او را در مستجار نزدیک رکن یمانى کعبه دیدم که مى ‏گفت: «اللهُمَّ انْتَقِمْ لى مِنْ أعْدائى».(26)

 این بزرگوار کتابهایى در فقه تألیف کرده که مشتمل است بر آنچه از امام عسکرى‏ علیه السلام و از پدر خود شنیده بود.(27)

محمد بن عثمان براى خود قبرى ترتیب داده بود و آن را با ساج پوشانده بود و روى آن آیاتى از قرآن کریم و اسامى ائمه اطهار علیهم السلام را نوشته بود. هر روز داخل آن مى ‏شد و یک جزء قرآن قرائت مى‏ کرد و بیرون مى‏ آمد. او پیش از مرگ از روز وفات خود خبر داد و در همان روز که خبر داده بود درگذشت.(28) همچنین پیش از رحلت به شیعیان خبر داد که امام‏ علیه السلام جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى را براى سفارت و ارتباط با خود انتخاب فرموده ‏اند و او قائم مقام من است و به او مراجعه کنید.(29) او در سال ۳۰۵ هجری رحلت فرمود.(30)

نائب سوم جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى است، که نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگى ویژه‏ اى داشت، و به عقل و بینش و تقوى و فضیلت نزد عموم فرقه‏ هاى مختلف مذهبى مشهور بود و در زمان نائب دوم از جانب او متصدى پاره‏ اى از امور بود.

با اینکه میان یاران نائب دوم، جعفر بن احمد بن متیل از همه به او نزدیکتر بود، و حتى در اواخر زندگى جناب محمد بن عثمان، غذاى منزل او را در منزل جعفر بن احمد بن متیل تهیه مى‏ کردند، و در میان اصحاب احتمال نیابت و جانشینى جعفر بن احمد بیشتر بود، اما در آخرین ساعات زندگى جناب محمد بن عثمان که جعفر بن احمد بالاى سر او و حسین بن روح پایین پایش نشسته بود، به جعفر بن احمد رو کردو فرمود: «مأمور شده‏ ام که امور را به ابوالقاسم حسین بن روح واگذار نمایم». جعفر بن احمدمیگوید: از جا برخاستم و دست حسین بن روح را گرفتم و او را بالاى سر محمد بن عثمان نشاندم و خود در پایین پاى او نشستم.(31)

در ۶ شوال سال ۳۰۵ هجری اولین توقیع از ناحیه مقدسه امام عصر علیه السلام براى او صادر شد که متن آن چنین بود: «ما او را مى ‏شناسیم، خداوند تمامى خیر و رضاى خویش را به او بشناساند و به توفیق خود او را یارى نماید. از مکتوب او مطلع شدیم و نسبت به او وثوق و اطمینان داریم. او را نزد ما مکان و منزلتى است که خشنودش مى ‏سازد. خداوند احسان خویش را به او بیفزاید که خدا ولى و توانا بر همه چیز است، و سپاس خداى را که شریکى ندارد و درود و سلام فراوان خداوند بر فرستاده او محمد و بر خاندان او صلوات اللَّه علیهم».(32)

از ابوسهل نوبختى صاحب تألیفات – که از متکلمین بزرگ بغداد بود – پرسیدند: براى چه جناب ابوالقاسم حسین بن روح به مقام نیابت نایل شد و شما نایل نشدید؟ گفت: ائمه ‏علیهم السلام داناترند و آنچه برگزینند شایسته‏ تر و مناسب‏تر است، ولى من فردى هستم که با خصم برخورد و مناظره مى‏ کنم و اگر نائب امام  علیه السلام بودم و مکان امام زمان‏ علیه السلام را میدانستم – چنانکه ابوالقاسم حسین بن روح به جهت نیابت مى ‏داند – و در گیر و دار بحث پیرامون امام‏ علیه السلام با مخالفان در تنگنا قرار مى‏ گرفتم ممکن بود نتوانم خود را کنترل کنم و جاى آن حضرت را افشا نمایم؛ ولى ابوالقاسم اگر امام‏ علیه السلام در زیر دامان او مخفى باشد و او را با آلات برنده تکه تکه نمایند دامان خود را از او برنمى ‏دارد و او را به دشمن نشان نخواهد داد.(33)

جناب ابوالقاسم حسین بن روح حدود ۲۱ سال مقام نیابت داشت. او قبل از وفات امور نیابت را به امر امام‏ علیه السلام به ابوالحسن على بن محمد سمرى واگذاشت، و در ماه شعبان سال ۳۲۶ هجرى درگذشت. آرامگاه او در بغداد است.(34)
نائب چهارم ابوالحسن سمرى است که حسب الامر حضرت صاحب الزمان‏ علیه السلام به جناب حسین بن روح، امر نیابت بعد از او به ابوالحسن سمرى واگذار شد. به فرموده بزرگان رجال، عظمت و جلالت قدر او محتاج به توصیف نیست. ابوالحسن سمرى روزى به جمعى از مشایخ که نزد او بودند فرمود: «خداوند به شما در مصیبت على بن بابویه قمى اجر عنایت فرماید. در این ساعت او از دنیا رفت». آنان ساعت و روز و ماه را یادداشت کردند، و ۱۷ یا ۱۸ روز بعد خبر رسید که در همان ساعت على بن بابویه قمى درگذشته است.(35)

 پایان غیبت صغرى :


پیش از وفات على بن محمد سَمَرى گروهى از شیعیان نزد او گرد آمدند و پ
رسیدند: «پس از شما چه کسى جانشین شما خواهد بود»؟ پاسخ داد: من مأمور نشده‏ ام که در این مورد به کسى وصیت کنم.(36) سپس توقیعى را که از سوى امام غایب‏ علیه السلام در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان داد. آنان از روى توقیع استنساخ کردند که مضمون آن چنین بود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم، اى على بن محمد سمرى، خداوند در مصیبت تو پاداش برادرانت را عظیم دارد. تا شش روز دیگر از دنیا خواهى رفت. پس امور خویش را فراهم آور و به هیچکس وصیت مکن که پس از تو جانشین تو شود. غیبت کبرى واقع شد و ظهورى نخواهد بود تا آنگاه که خداى متعال فرمان دهد، که پس از مدت طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم است. به زودى افرادى نزد شیعیان من مدعى مشاهده من مى‏شوند. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانى و پیش از صیحه(خروج سفیانی وصیحه آسمانی هنگام ظهور) چنین ادعایى نماید (یعنى ادعاى رؤیت به عنوان سفارت و نیابت نماید) دروغگو و افترا زننده است وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم».(37)
روز ششم که مصادف با نیمه شعبان سال ۳۲۹ هجری بود جناب ابوالحسن سمرى درگذشت، و در خیابان خلنجى کنار نهر ابوعتاب در بغداد دفن گردید.(38)

 مجلسى از احتجاج مرحوم شیخ طبرسى نقل مى ‏فرماید: هیچیک از نائبان خاص امام عصر علیه السلام جز با فرمان صریحى از جانب آن حضرت و تعیین و نصب و معرفى نایب قبلى به نیابت قیام نکرد. شیعه نیز گفتار هیچیک را نپذیرفت مگر بعد از بروز نشانه و معجزه‏ اى به دست هر یک از آنان از طرف امام عصر علیه السلام که بر راستى گفتار و درستى نیابتشان دلالت مى‏ کرد.(39)

 وظایف زمان غیبت کبرى:

شیعیان و دوستان آن حضرت در زمان غیبت وظایفى دارند(40) از جمله:

  1- قرائت دعاى ندبه در روزهاى جمعه، عید فطر، عید قربان، عید غدیر.
2- زیارت آن حضرت در روز جمعه.

  3- براى ثبات و محکم ماندن اعتقادات خواندن این دعاى شریف: «یا اللَّهُ، یا رَحْمنُ، یا رَحیمُ، یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینکَ».(41)
4- از جا برخاستن به احترام نام «قائم» آن بزرگوار.
5- توسل به آن حضرت در مشکلات و گرفتارى‏ها.
6- صدقه براى سلامتى و فرج وجود شریفش.
7-قرائت این دعا که از خداوند مى‏خواهیم آن حضرت را به ما بشناساند: «اللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَم‏تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ‏اَعْرِفْ نَبِیَّکَ، اللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَم‏تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ‏اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ‏تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى».(42)
8- شرکت در مجالس منسوب به آن حضرت، مخصوصاً مجالس عزادارى جد ب
زرگوارش حضرت سید الشهداء علیه السلام.
9- هدیه اعمال صالحه براى آن حضرت، مانند زیارت قبور مطهر پدران بزرگوارش، قرائت قرآن و حج و عمره و طواف.
10- توبه حقیقى از گناهان.
11- متوجه کردن مردم به آن حضرت.

منابع:

1-کافی ج1ص514-ارشادج2ص339-تقویم المحسنین ص18-فیض العلام ص346

2-تقویم الواعظین ص136

3-کافی ج4ص589-من لایحضره الفقیه ج2ص582-جامع احادیث الشیعه ج12ص423

4-مسارالشیعه ص38-فیض العلام ص343

5-ارشادج2ص339-دارالسلام ص196-بحارالانوارج51

6-اسراء آیه81

7-قصص آیات5-6

8-بحارالانوارج51ص20-الهدایة الکبری ص356

9-کفایة الموحّدین ج3ص343-بحارالانوارج51ص36

10-الغیبه شیخ طوسی ص470-بحارالانوارج51ص36

11-الغیبه شیخ طوسی ص215-بحارج51ص40-کفایة الموحدین ج2ص781

12-بحارالانوارج99ص70

13-ریاحین الشریعة ج3ص26-25

14-تاریخ السامراءج1ص243-مستدرک سفینه البحارج10ص25-بحارج51ص5

15-بحارج50ص8

16-تاریخ السامراءج1ص239

17-ریاحین الشریعة ج4ص150

18-کمال الدین ص441-430-بحارج51ص5-وقایع الشهورص147

19-الغیبه شیخ طوسی ص232-بحارج51ص5-وقایع الشهورص146

20-وقایع الشهورص147

21-الغیبه شیخ طوسی ص415-بحارج51ص362-المهدی ص182

22-المهدی 181-بحارج51ص344

23-الغیبه شیخ طوسی ص356-اعیان الشیعه ج2ص48 بخش سوم

24-بحارالانوارج51ص346-344-الغیبه شیخ طوسی ص357-354-المهدی ص181

25-کمال الدین ص510-بحارج51صص349-الغیبه شیخ طوسی ص361-احتجاج ج2ص301

26-من لایحضره الفقیه ج2ص520-کمال الدین ص440-الغیبه شیخ طوسی ص364-251

27-الغیبه شیخ طوسی ص363- بحارج51ص350-حق الیقین ص299-الذریعة ج2ص106

28-الکنی والالقاب ج3ص268-267-حق الیقین ص300

29-کمال الدین ص503-مدینة المعاجزج8ص209-بحارالانوارج51ص355-354

30-الغیبه شیخ طوسی ص366-بحارالانوارج51ص352-مستدرک سفینة البحارج5ص231

31-کمال الدین ص503-مدینة المعاجزج8ص209-بحارالانوارج51ص354-353

32-الغیبه شیخ طوسی ص372-بحارالانوارج51ص356

33-الکنی والالقاب ج1ص94-بحارج51ص359

34-الغیبه شیخ طوسی ص393-387-بحارج51ص360-358-حق الیقین ص301

35-الغیبه ص396-بحارج51ص361-خاتمةالمستدرک ج3ص281

36-بحارج51ص360

37-بحارج51ص361-کمال الدین ص516-احتجاج ج2ص297-الخرائج والجرائح ج3ص1129

38-الغیبه شیخ طوسی ص396-اعیان الشیعه ج2ص48-قاموس الرجال ج7ص51

39-احتجاج ج2ص297-بحارالانوارج51ص362

40-مراجعه به کتاب مکیال المکارم فی فضائل الدعاء للقائم وترجمه آن

41-کمال الدین ص352-بحارالانوارج52ص149-مکیال المکارم ج2ص56،168

42-کافی ج1ص337-الغیبه نعمانی ص166-کمال الدین ص342





نوع مطلب : اهل بیت علیهم السلام، مذهبی ودینی، اطلاع رسانی، 
برچسب ها : ولادت امام زمان، غیبت کبری وصغری، القاب امام زمان،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

برای همشهریان عزیز و تمام مردم شریف ایران،باشدکه در حدتوان بتوانم در بیان معارف و فرهنگ غنی اسلامی و فضایل ائمه معصومین (ع) قدمی برداشته باشم به امیدانتظار کسیکه جهان را پر از عدل و داد کند. اللهم عجل لولیک الفرج
مدیر وبلاگ : مهدی جلیلی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :